من کیستم ؟

اولا که من خودم هستم پس در این هیچ شکی نکنید !

دوما من مهدی مصطفایی هستم فعال سیاسی در جناح میانه روی کشور وبلاگری جوان، فعلا هم تجرد اختیار کرده ام و به حالت اسپور رفته ام و حالا حالا هم قصد ندارم از این حالت خارج شوم !!! ( تا دنیا چه شود )

فردی هستم بسیار پرحرارت و صبور و در عین حال با ظاهری کلاسیک و خشن اما با باطنی بسیار احساساتی و نرم ! نمیدانم چرا اینگونه ام، شاید چون بچه کویر ام و طبیعت بر من بسیار سخت گرفته اینگونه شده ام، شاید !

به ده چیز بسیار علاقه مندم :

  1. خواب
  2. غذای خوشمزه مامانم !
  3. مطالعه کتب فکری و عقیدتی
  4. مکاشفه و مراقبه درونی
  5. علوم سیاسی و سیاست ورزی
  6. کوه نوردی و پیاده روی و طبیعت گردی
  7. آموزش الکترونیک و وبلاگ نویسی
  8. جامعه شناسی و تحلیل داده های ارتباطی با مردم
  9. موسیقی عارفانه و کلاسیک و همچنین رپ و راک پارسی
  10. عبادت معبودم

و به دها چیز دیگر نیز همین طور !

با وجود این علاقه مندی ها، فکر کنم تا حالا فهمیده اید که فردی هستم درونگرا و مذهبی و با منش سیاسی راست گرا و تحول خواهانه که بیشتر حول و حوش گرایشات محافظه کاری، لیبرالیسم و پراگماتیسم دور میزند. گرچه که موافق اصلاحات هستم اما چپی نیستم و با اصولگرایی هم مشکلی ندارم و از اپوزیسیون نظام هم دل خوشی ندارم! (بخصوص اپوزیسیون دگر ستیز برانداز ! ) و روی هم رفته طرفدار راست مدرن هستم، لیکن بسیار نیز به این نظام فعلی جمهوری اسلامی ایران علاقه مندم و با وجود همه کم و کاستی هایش، همه خفقان هایش و همه نقض آزادی هایش به آن افتخار میکنم، زیراکه بدوراز تعصبات ناسیونالیستی ام آن را جنبشی برای رسیدن به یک مردمسالاری پویا میدانم و معتقدم که کم و کاستی هایش ناشی از جوان بودن و توسعه نیافتگی و فشارهای زیادی است که اورا به سمت بستن فضا میکشاند ( که از جمله میتوان فشارهای خارجی و عده ای متحجر داخلی را در این دسته گذاشت ) و اگر بخواهم لب کلامم را به شما بگویم به طور کل معتقدم که میتوان با رفرم اقتصادی هدفمند و محیا ساختان زمینه مردمسالاری و درک دموکراسی به صورت پروسه ای و تدریجی و به همراه آزمون وخطای مردم به نقطه ای پویا درآینده برسیم و اگر که اتفاق ناگواری برای این روند رخ ندهد درنهایت چنین روزی را شاهد خواهیم بود، انشاء الله

راستی یادم رفت بگویم، نویسندگی را هم دوست دارم چون هم باعث نظم دادن به افکارم میشود و هم فرصتی را برایم محیا می سازد که محک بخورم و با نظرگاه های دیگران در خصوص افکارم آشنا بشوم. اینکه واقعا بفهمم کجای تفکراتم به خطا رفته ام برایم لذت بخش است چون حداقل میدانم قبل از فاجعه آفرینی فرصت تصحیحش را دارم، همچنین ابراز عقایدم نیز برایم مهم است چونکه ذاتا معتقدم که ما باید دنیای پیرامونمان را آنگونه که خود میخواهیم بسازیم و بر او تاثیر بگذاریم ورنه اینکه محیط اطرافمان ما را بسازد و برما تاثیر بگذارد، بطور کل من مثله معروفه ” همرنگ جماعت شو ” را در خیلی از مواقع قبول ندارم بلکه معتقدم که « جماعت اگر نقصی دارد باید همرنگ ما شود » فلذا از این منظر انتقادی خیلی از تحلیل هایم را مینویسم که در نگاه ابتدایی تهاجمی به نظر می آیند اما در حقیقت به قلب فاجعه رفتن قلم اند چون صاحب این قلم معتقد است که « آنجا که باید خاموش باشی، فریاد بکش و آنجا که باید فریاد بکشی، خاموش باش » مگرنه، نه من سر جنگ با کسی دارم و نه کسی با من، بلکه من می اندیشم که گاها باید با به عمق فاجعه رفتن و انتقاد ذهن ها را آگاه سازم تا علاج واقعه پیش از وقوع شود. برای همین نام نگاه نو را برای این بلاگ انتخاب کرده ام تا از زوایه ای متفاوت به مسائل و موضعات مورد علاقه ام بپردازم، موضوعاتی نظیر سیاست، اجتماع، مذهب و مضوعات عمومی که فی البداهه نگارش میکنم. ( این وبلاگ همچنین گاها موضع ضد روشنفکری دارد، زیرا صاحب این قلم معتقد به اصل پیامبری اجتماعی روشنفکران نیست و بیشتر اعتقاد به پیامبری سیاست مداران حرفه ای، دانش آموختگان رشته سیاست و نخبگان است تا ادبیان و نویسندگان و روشنفکران و به جد به این سخن الکسیس دو توکویل معتقد است که می گوید : « آنچه برای یک نویسنده شایستگی به شمار می آید برای یک سیاستمدار ممکن است نکوهیده باشد و همان کیفیت هایی که آفرینش های ادبی بزرگ را موجب می شوند میتوانند انقلاب های فاجعه آمیزی را پدید آورند. » )

جا دارد این توضیح را نیز بدهم که در این بلاگ هیچ چیزی مطلق نیست و همه چیز نسبی اند، سیاست نوشتاری کلی بلاگ نیز ارائه تحلیل های جامع است که معمولا توسط مقالات بلند و واجد ماخذ و منبع و …. ارائه میشوند، فلذا به دوستانیکه حوصله خواندن مطالب بلند و جامع را ندارند و یا اینکه فرصت مطالعه آنلاین آن ها را ندارند، توصیه میکنم در صورت تمایل وبلاگ را یا به صورت آفلاین و یا به صورت ذخیره سازی در کامپیوترشخصی شان مطالعه کنند و اگر هم از این گونه مطالب خوششان نمی آید، میتوانند با خروج از بلاگ و جستجو در بلاگستان بزرگ پارسی مطلب دلخواهشان را بیابند، مطمئنا تنوع در بلاگستان فارسی بسیار است و سبک های نویسندگی و علاقه جات خوانندگی متفاوت است، من نیز در این بلاگ قصد ندارم برای همه سلیقه ها بنویسم، بلکه به دنبال خواننده تخصصی و حرفه ای ام و سبکم را جز در 20% مواقع تغییر نخواهم داد. پس اگر این سبک ما را نمی پسندید خودتان را رنج ندهید و عطای ما را به لقایمان ببخشید و اگر هم این سبک و این نگاه نو را می پسندید میتوانید با اضافه کردن این بلاگ به بوک مارک مرورگر وب تان و یا اشتراک فید آن در نرم افزار های فیدخوان آنلاینی همچون گوگل ریدر، دورادور از چگونگی بروزرسانی بلاگ و مطالب منتشره آن باخبر شوید.

خوب دیگر ، زیاد از خودم تعریف نکنم، چون نوشته هایم خود گویای شخصیت و نوع اندیشه ام هستند، فقط تنها خواهشی که از شما دوستان عزیز دارم این است که مقداری برنوشته های من تامل کنید و اگر که با آنها مخالفید، حتما صدای خود را به گوش من برسانید تا من هم در نگاه های نوی شما شریک بشوم. ( هرچند که ممکن است نگاهتان را قبول نداشته باشم )، همچنین اگر برایتان ممکن است در صورتیکه مطلبی در درون بلاگ دیدید که تصور میکنید میتواند برای دیگران نیز جالب و مفید باشد، آن را از طریق لینک دادن در بلاگ یا سایتتان و یا معرفی به سایتهای لینک پراکنی همچون بالاترین یا گوگل ریدر اشتراکی و حتی با ایمیل به دوستانتان، در دسترس دیگران قرار دهید تا در نشر و تالیف مطالب نگاه نو با من شریک شوید و من را به خود مدیون سازید و ذهن های بیشتری را با نگاه نو آشنا کنید، همچنین اگر تمایل به تبادل لینک دارید یا به من لینک داده اید حتما خبرم کنید تا جبران کنم. ( از دوستان  ادبی نیز خواهشمندم درصورتیکه غلط املایی و نگارشی نیز در نوشته های اینجانب مشاهده میکنند، مرا  حتما باخبر سازند تا تصحیحش کنم )

برای همه شما دوستان عزیز از کرد گرفته تا ترک و بلوچ وفارس و مسیحی و یهودی و مسلمان و زردتشتی و …… آرزوی شادکامی و خوش بختی را خواستارم .

با سپاس مهدی مصطفایی

فید وبلاگ نگاه نو : www.negaheno.wordpress.com/feed

پست الکترونیک من :mahdi.mostafaiy@gmail.com

وبلاگ روزنوشتم : www.negaheno.wordperess.com

وبلاگ سابقم در بلاگفا : www.new-views.com

24 دیدگاه

  1. mina گفت،

    اکتبر 3, 2007 روی 11:37 ق.ظ

    mamnonam az webloge khailiiiiiiiiiiii khobet harf nadare daste golet dard nakoneeeeee

  2. تاریخ و جغرافیا گفت،

    اکتبر 3, 2007 روی 5:13 ب.ظ

    سلام. چیزی بنام لیبرال مذهبی وجود ندارد! اصلا لیبالیزم و مذهب گرایی دو قطب متضاد هستند. مگر می شود آدم هم چپ باشد و هم راست؟ اگر هم مخلوطشان کنیم می شود راست چپکی یا چپ راستکی!!

    ———————–
    مهدی : اگر منظورتان از لیبرالیسم مطلق گرایی است که نه نداریم چون لیبرالیسم افراطی با دین در تضاده اما اگر لیبرال بودن را بر موافق بودن با آموزه های ان بدانیم و شدت و درجه برایش قائل باشیم و برای چیزهایی مانند آزادی و … چهارچوب در نظر بگیریم ، بله میشود لیبرال بود و مذهبی هم بود چون لیبرالیسم با هیچ دینی در تضاد نیست.

    لطفا این مطلب منو که در وبلاگ اصلیم نوشتم مطالعه بفرمایید و اگر هم توانستید کتاب کارل پوپر به نام جامعه باز و دشمان ان را هم مطالعه بفرمایید تا به این نکته برسید که خیلی از علوم ما ناقص اند و مطلق گرایی و تند روی نتیجه جز دیدگاه کورکورانه ندارد.

    http://www.new-views.com/post-255.aspx

    دوست عزیز ، اینجوری نیست که فکر کنید من اگر سخنی میگویم حتما از روی جو گرفتگی و بدون مطالعه حرف میزنم ، برای تمام حرفها و ادعاهیم دلیل دارم ، از شما هم ممنونم که دلیل خواستید و ای کاش که همه این چنین بودند .

    با سپاس

  3. raoros گفت،

    اکتبر 13, 2007 روی 9:05 ب.ظ

    خوب، جالب بود،
    ولی من خواهش می کنم شیخ رو از کنار اسم وبلاگم بردار، اگر هم به تریپه دسته بندیت برمیخوره، کل لینک رو بردار
    با تشکر
    زهرا :)

  4. کمال گفت،

    اکتبر 18, 2007 روی 8:50 ق.ظ

    ما هم شما را مفتخر به لینکی از جانب خودمان کردیم، باشد که رستگار شویم.

  5. setaretalay گفت،

    نوامبر 8, 2007 روی 8:53 ب.ظ

    سلام یک نامه براتون دادم به همین ایمیل نوشته شده لطفا اگر دریافت کردید جواب بدهید

  6. مهدي گفت،

    دسامبر 9, 2007 روی 6:45 ق.ظ

    سلام خسته نباشي. خوشحالم كه دوباره شروع به كار كردي ولي من براي استفاده از نام كاربري و رمز ورود قبلي مشكل دارم براي عضويت دوباره هم همين طور. هربار كه سعي مي كنم دچار مشكل مي شم. اگر راهنمايي كنيد ممنون مي شم.

    سایت را بیخیال شوید دوست عزیز، خیلی وقت است که فاتحه اش را خوانده ام

  7. Hiva گفت،

    ژانویه 7, 2008 روی 12:34 ب.ظ

    mp3 ام حساب كنيم بيشتر از 23 داري
    اگر دوست داري عدداي سنت رو جابجا بنويسي بنويس ولي ديگه عكست رو بردار. خيسكيته ;)

    ———————————————–

    نه بابا یعنی اینقدر پیرمرد شدم که خودمم حالیم نشده بود؟

    واسه خاطر شما این عکسو عوض کردم و یک عکس خفن گذاشتم ! :D :D :D :D

  8. Hiva گفت،

    ژانویه 10, 2008 روی 5:02 ب.ظ

    آقا كي حرف از پيرمردي زد؟!! بحثه سن بود كه……………….. ولش كن
    ولي جذابيت عكس اولي بيشتره
    كلهم اجمعين قبلت (ق فتحه داره - ب كسره داره - ل ساكن داره - ت ضمه داره) D:

    توضیح : متن پاسخ به این پیام به علت ناخشنودی پیامگذار خود سانور گشت !

  9. mahsa گفت،

    ژانویه 29, 2008 روی 7:55 ق.ظ

    سلام خیلی ازتون ممنون هستم شما جواب خیلی از سوالای منو دادین شما عالی هستین

  10. هومن گفت،

    فوریه 2, 2008 روی 6:41 ب.ظ

    آدم جذابي هستي بيشتر مراقب خودت باش،
    سعي كن تو عكساي بعديت هواست به دوربين نباشه، تو كه مي دوني چشما چيكار مي كنن
    شنگول باش!!!!!!!!1

  11. هومن گفت،

    فوریه 2, 2008 روی 6:44 ب.ظ

    اطلاعاتت فوق العاده اس مواظب خودت باش وسه دهمين بار،

  12. پژوهنده گفت،

    فوریه 10, 2008 روی 12:14 ق.ظ

    “لپ کلام” نه، لب ِ کلام. (”لب” یعنی ریشه و اصل، “لپ” یعنی گونه)

  13. salmanzadeh گفت،

    فوریه 12, 2008 روی 12:18 ب.ظ

    بسیار زیباست که بخواهی و بتوانی به گفته عمل کنی . با تشکر از زحمات شا مهدی جان

  14. Hiva گفت،

    فوریه 13, 2008 روی 8:06 ب.ظ

    اولا كه خيلي بچه پرروييp:<……روتو كم كن(:/…….من هيچ وقت حلال آدمي مثل تو نميشمP:
    ;=

  15. Hiva گفت،

    فوریه 13, 2008 روی 8:11 ب.ظ

    چرا بقيش نيفتاد؟!!!!!!….عيب نداره دوباره مينويسم:

    اولا كه خيلي ………………………………………………براي عكسات گفتم قبلت كه دلت نشكنه!
    دوما همچنان معتقدم كه عدداي سنتو جابجا نوشتي
    سوما فارغ التحصيل ميكروبيولوژي نيستي چون قد اين حرفا نيستي.
    چهارما در مورد علوم سياسي و سياست ورزي ، بگي اجيرشده بهتره ، تا علاقمند!

    ———————

    هیوا خانم عزیز : اولا که منم با شما شوخی کردم و قصد نداشتم موجب رنجش شما بشوم، فلذا این حرف را از سره دوستی و مزاح گفتم و توقع هم نداشتم اینقدر بی مهابا برنجید !

    دوما، که اشتباه ما انسان ها در اتباط برقرار کردن مجازی همین است که یک سری بدیهیاتی در ذهنمان وجود دارد، حال می آییم و بر اساس همین بدیهیاتمان با دیگران ارتباط برقرار میکنیم و بر اساس آنها سعی میکنیم محیطی صمیمانه را بسازیم، لاکن چون بدهیات ما با بدیهیات طرف مقابل تفاوت دارد، اینگونه ارتباطات دوام کافی پیدا نمیکنند و اغلب یا به جدل لفظی متنهی میشوند یا به دوری و دوستی، متاسفانه این واقعیت دنیای مجازی اینرنت است که در آن نمیشود افراد را به درستی شناخت و درمورد آنها قضاوت کرد.

    سوم هم، اگر از سخن من رنجید من رسما عذرخواهی میکنم و به نشانه این، آن مزاح دوستانه را نیز از زیر کامنتتان پاک میکنم، درمورد سخنان دیگری هم که گفتید و مطرح کردید، نیز سخنی ندارم، زیرا قصد را براین نگذاشتم تا بخواهم ریاکاری کنم و الکی خاطر خود را مشوش سازم، حوصله دعوا مرافه هم ندارم، شما هرگونه که دوست دارید میتوانید تصور کنید.

    با سپاس / مصطفایی

  16. هومن گفت،

    فوریه 19, 2008 روی 11:24 ق.ظ

    مواظب خودت باش(اين 1000 بار)

    ——————————————————

    پاسخ : میدونی هومن خان که مشکل بزرگ با نام خود و با هویت حقیقی خود نوشتن چیست؟

    همین است که همیشه عده ای میتوانند امنیت نویسنده را به خطر بیاندازند ! این درصورتیست که وبلاگ های به شدت رادیکال و ضد نظام و برانداز و مستهجن که با نامهای مستعار نگارش میشوند، غیر قابل ره گیری اند اما وبلاگهایی مثله وبلاگ من که اتفاقا از دیدگاه موافق با نظام و در موضع دفاع از نظام و واقع گرایی منتشر میشوند، همواره مورد خطر اند ، حال این خظر بلقوه میتواند از طرف حکومت باشد یا از طرف افراد عادی و معمولی که اقصاد شوم در سر می پرورانند.

    از توصیه شما، ممنونم، اما حاضر نیستم نقابی دروغین را برچهره خود بکشم، باشد اگر خطری برای منه موافق و هواخواه وجود دارد این بهتر از آن است که خود را در لفافه پنهان سازم، مردم ما باید یاد بگیرند که به خودشان افتخار کنند و از خودشان نگریزند و بی خود و بی جهت خود را در پستوها و بر پشت نقاب های مجازی پنهان نسازند، بلاگرهای ما باید یاد بگیرند که با هر شخصیت، هویت، سن، سطح سواد و زندگی، دارای احترام اند و فاش کردن این مسائل تاثیری بر محبوبیتشان نخواهد گذاشت، همچنین ما باید یاد بگیریم که اگر انتخابی کردیم هزینه اش را نیز بپردازیم.

    خوبی این کار من این است که حرف خودم را میزنم و نیستم آنگونه که در ظاهر چیزی بگویم اما در باطن چیز دیگری را، من اگر انتقادی به آقای احمدی نژاد و تندورو های هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرای نظام دارم، این از خیرخواهی من برای نظام است، نه چیز دیگری !

    برادران وزارت اطلاعات، به وظیفه خود بیش از اینها آگاه اند، اگر که منه مذهبی راستگرا و طرفدار نظام، ضد نظام قلمداد بشوم، دیگر حساب دیگران مشخص است، پس چه بهتر که بمیرم اما از گفتن حرف حق لب فرونبدنم، بدون شک آن پروردگاری که با تمام وجود به یکتایی و بزرگی اش ایمان دارم، خود بهترین محافظ من است و مرا از شر جن و انس نجات خواهد داد، اگر در این دنیا نیز غمی به مارسد او خود پاداش دهنده جزای آخرت ماست، ماکه با توکل بر او راه خود را انتخاب کرده ایم، هرچه باداباد.

    با سپاس / مصطفایی

  17. ملزوم گفت،

    مارس 6, 2008 روی 7:11 ق.ظ

    حالا که وقت گذاشتی یه چیز بدرد بخور بذار تو وبلاگد ، این چرت و پرتا چیه عزیزم .
    آفرین گلم

  18. bibomedia.com گفت،

    مارس 7, 2008 روی 1:21 ب.ظ

    :)

  19. صبا گفت،

    آوریل 5, 2008 روی 1:43 ب.ظ

    دارم از تعجب شاخ در مي آورم.
    مدتي ميشه كه مطالب سايت قبلي و وبلاگ فعليتون مي خونم . امروز صفحه مشخصاتتون حوندم.اصلا فكر نمي كردم مهدي مصطفايي اين باشد.زمين تا آسمون با آنچه كه من فكر مي كردم فرق دارين.
    بيشتر از سنت در تعجبم كه فكر مي كردم 27 به بالايي

    ———

    مهدی : الحمد الله رب العالمین که من این پروفایل رو درست کردم تا ملت از توهم در آیند و مرا آنگونه ببیننند که هستم !

  20. Roozbeh گفت،

    آوریل 6, 2008 روی 3:56 ب.ظ

    رژيمي كه شما ازش دفاع ميكني

    اسايش و رفاه مردم ايران را نابود ساخته و فقر و وحشت را جايگزين كرده است .

    ———-

    مهدی: اصلاح می‌شود انشاء الله، صبر و همت لازم است تا از دوران خردسالی خارج شود.

  21. سروش گفت،

    آوریل 8, 2008 روی 7:04 ب.ظ

    این دیگه آخر پروفایل بودااا !!!

    ————

    مهدی: لطف دارید.

  22. Roozbeh گفت،

    آوریل 10, 2008 روی 11:26 ب.ظ

    اصلاحات در جمهوري اسلامي شكست خورد ، نه فقط به دليل بي عرضگي آقاي خاتمي و يا موانعي كه اقاي خامنه اي بر سر راه اصلاحات گذاشت .
    دليل اصلي شكست اصلاحات ناتواني در تغيير قانون اساسي رژيم است .
    قانوني كه نه بر پايه ي عقل بشري بلكه بر اساس احكام تندروانه ي مذهبي بنا شده .
    اين قانون اساسي به دليل ماهيت خود و پيوندي كه با شريعت دارد غير قابل اصلاح است .
    بنابراين رژيم جمهوري اسلامي اصلاح ناپذير شده است .
    تنها با يك دگرگوني بزرگ براي تغييرات بنيادين است كه مردم ايران به دموكراسي خواهند رسيد .
    من از يك انقلاب خونين حرف نميزنم .. من از دگرگونيهاي مسالمت آميز و در عين حال گسترده ميگويم . نظير آنچه در كشورهاي اروپاي شرقي اتفاق افتاد .
    اكثريت مردم ايران خواهان نظامي هستند كه با تعهد به آزادي و دموكراسي ، احترام به مالكيت فردي ، مبتني بر اعلاميه جهاني حقوق بشر بوده ، منافع ملي مردم ايران را در نظر بگيرد ، نظامي كه اقتصادش بر پايه ي بازار و تجارت ازاد باشد ، به روند جهاني شدن اقتصاد پيوسته و آسايش و رفاه را براي مردم ايران به ارمغان بياورد. نظامي كه درآن نهاد دين در نهاد حكومت دخالت نكرده و همه انسانها از هر دين و مذهبي و با هر رنگ و نژادي داراي فرصت هاي مناسب براي پيشرفت باشند . نظامي كه در آن روزنامه ها و احزاب گوناگون با سليقه هاي مختلف در كنار هم آزادانه فعاليت كنند و جامعه اي باز ، آزاد ، چند صدايي و متكثر در ايران بسازند . به نظر من جوهره و ذات نظام آينده بايد ” ليبرال دموكراسي سكولار” بر پايه اعلاميه جهاني حقوق بشر باشد.

    —————

    مهدی: با نگاه آرمان گرایانه حضرت عالی موافق نیستم، چون خیلی از ملت ایران حتی نام دموکراسی و حقوق بشر را بلند نیستند تلفظ کنند تا اینکه خواهان آن باشند، متاسفانه این یک توهم است که دوستانیکه خارج از ایران زندگی می کنند و یا سطح زندگی بالاتری دارند به ان مبتلایند که ملت ایران همه و همه دنبال لیبرال دموکراسی و سکولاریسم اند در صورتیکه هنوز در ایران محافظه کاری مذهبی و پایبندی به سنت ها داراری ارزش وافری است، بنده که از نزدیک با این ملت در تماسم می بینم که خواسته مردم رفاه و تامیین اجتماعی، تورم و مشکل بیکاری است تا حقوق بشر، حقوق بشر خواسته یک عده روشنفکر و فعال دانشجویی است که شاید 10% مردم بیشتر نباشند، دوست عزیز ایران تا آبادانی و رسیدن و به نقطه مطلوب راه دارزی را در پیش دارد و جز با اصلاح طلبی و محافظه کاری اصولی و دوری از تندروی چه چپ گرا و چه راستگرا این راه هموار نمی شود، هیچ وقت فراموش نکنید کشور مذهبی و سنتی مثله ایران با اکراین و گرجستان و … تفاوت دارد و انقلاب انقلاب است حالا چه خونین و چه غیر خونین و انقلاب به دلیل ماهیت غیرقابل پیشبینی و شتابکارانه اش همواره باعث تغییرات تند غیر اصولی می شود که از داخل این کیسه جز مارو مول چیزی بدر نمی آید، بپذیرید که اصلاح محافظه کارانه و مرحله به مرحله بهترین راه است و ایران هم آمریکا نیست ! در ضمن اصلاحات دوم خردادی شکست خورده اصلاح طلبی که شسکت نخورده است !

    دیگر سخنی با حضرت عالی ندارم چون میدانم هرچه بگویم چون بنمایه فکریتان با بنده متضاد است برایتان غیرب قابال درک می نمایند، پس خواهشمندم شما نیز در صورت عدم احساس فضایی برای دیالوگ از ادامه بحث خوداری کنید.

  23. ارس گفت،

    آوریل 26, 2008 روی 7:12 ب.ظ

    با سلام
    اول اینکه تحلیلتان اما و اگر زیاد داشت.
    و دوم اینکه درمورد خاتمی به گمانم بیشتر نظریات خودتان را گفتید تا تحلیل عمومی و فکر می کنم هنوز در میان توده مردم خاتمی پایگاه گسترده ای دارد، چه من و شما راضی باشیم یا نباشیم. همچنین شرایط خاتمی هیچگاه قابل قیاس با شرایط رفسنجانی نیست. بعلاوه اینکه یادتان رفته همین رفسنجانی در انتخابات خبرگان تهران نفر اول شد و نیز عملکرد احمدی نژاد بویژه در مسائل اقتصادی را هم در تحلیلتان لحاظ نکرد ه اید. با ذکر تمام این ها با عرض پوزش این تحلیل بسیار ضعیف بود.
    با تشکر

  24. مهدی کمری گفت،

    آوریل 26, 2008 روی 8:29 ب.ظ

    وبلاگ زیبای داری خودت هم خیلی خوشگلی ولی یه سوال من شخصی معتاد بودم حالا خودمو گم کردم اتفاقا من هم مهدی هستم تمام حالاتم صحبت کردنم همه تمام وجودم عوض شده شما راه چاره ای داری یا نه بعدا اگه خواستی بیشتر با هم صحبت میکنینم

نظر بدهید